كشتي‌راني‌، و مسائل نظامي كه به فرمان ليون ايسوري‌، امپراتور شرق از 717 تا 741، تدوين‌ شد.
در فقرهٴ ب از فقه اسلامي گفت‌وگو شده است‌. چون فقه اسلامي با الهيات و دين بيش از اصول قضايي مورد نظر حقوق‌دانان ارتباط دارد، روش هميشگي من چنين خواهد بود.
ووچينگ رساله‌اي در باب اصول حكومت نوشت‌.
قديم‌ترين قانون‌نامهٴ ژاپني موجود دائيهو - ريوريتسو است كه در 710 تدوين شده‌. اين‌ قانون‌نامه در 718 تهذيب شد و از آن پس يورو - ريوريتسو نام گرفت‌. اين دو تحرير اوليه‌، و هم‌چنين تحريرهاي بعدي‌، مراحل مختلف تعديل قوانين چيني را به اقتضاي محيط و سنن ژاپن‌ نشان مي‌دهد.

9. زبان‌شناسي عربي و ژاپني‌. حجاج ظالم رشد مكتب بصره را تشويق كرد. ((ابداع‌)) علايم‌ حركات و نقطه به خود وي نسبت داده شده است‌. احتمال زياد دارد كه خود او اين علايم را اختراع نكرده باشد، بلكه صرفاً علايم سرياني را بنا به مقتضيات زبان عربي تعديل و تنظيم كرده‌ باشد.
گويند، كيبي ماكيبي‌، كه يكي از مروجان عمدهٴ فرهنگ چيني در ژاپن بود، كاتا - كانا يعني‌ قديم‌ترين علايم هجايي را، كه از تعداد كمي انديشه نگاره‌هاي چيني اقتباس شده بود، براي‌ نشان دادن صداي هجاهاي ژاپني ابداع كرد. اين نسبت را نمي‌توان اثبات كرد، ولي مطلب جالبي‌ كه بايد به خاطر داشت اين است كه مقارن اين ايام ژاپنيان در زمينهٴ زبان به قدر كافي خودآگاهي‌ پيدا كردند تا شيوهٴ كتابت اصيلي به وجود آورند.

10. اشارات نهايي‌. در چين‌، و حتي مشهودتر از آن‌، در ژاپن‌، عصر زريني بود، ولي چينيان فاقد هر نوع كنج‌كاوي علمي بودند، و ژاپنيان هنوز كم رشدتر از آن كه به معارف توجه اصيلي داشته‌ باشند. با اين حال‌، فعاليت ژاپنيان در اين عصر عجيب بود؛ پيش از آن هرگز كسي چنين كوشش‌ سنجيده و نيرومندي را براي دست يافتن به يك فرهنگ متعالي نديده بود. آيين بودايي در موطن خودش در شرف زوال بود، با اين حال‌، آخرين موج بوائيت به صورت آيين تانترا از هند به سوي چين روانه شد. اين حادثهٴ بدفرجامي بود؛ جادوي تانترايي كه با خرافات تائويي در هم‌ آميخت‌، ذهن چيني را خراب كرد و آن را براي كارهاي علمي در يك سطح عالي‌، تقريباً به‌طور كلي نامناسب ساخت‌. با اين حال‌، احتمال دارد كه ارقام هندي به دنبال آيين تانترا به ژاپن رسيده‌ باشد. هم‌چنين ممكن است كه باسمهٴ چوبي در اين زمان تكميل شده باشد؛ تقاضاي فوق‌العاده‌ زياد عامه در زمينهٴ تعويذات تائويي و بودايي احتمالاً مهم‌ترين دليل اجتماعي اين اختراع بود.
مسلمانان هنوز كاملاً آماده نشده بودند تا سهم خود را در پيش‌رفت بشريت ادا كنند، ولي‌ تقريباً نوبتشان رسيده بود.